روزانه

نمی دونم چرا هیچ موضوعی به فکرم نمی رسه که بنویسم.یه جورایی مغزم قفل کرده.

در حال حاضر پانی در شرف سرما خوردگیه.ابریزش داره و سرفه میکنه.خودم هم خوبم.اون همکارم هم هنوز پیش منه.هیچ کاری هم انجام نمی ده یا با تلفن صحبت میکنه یا چت میکنه.

هفته پیش یکی از دوستام گفت اگه دسته چک می خوای من یه اشنا تو بانک دارم می تونم برات بگیرم.من هم مدارک رو آوردم و به اتفاق به بانک مراجعه کردیم.

ولی همون اشنای دوستم(آقای الف) اصلا تحویلمون نگرفت و با کلی اخم  گفت که امروز سرش شلوغه و نمی تونه کار من رو انجام بده و فقط مدارک رو گرفت و گفت که چند روز دیگه که کار حقوق دادن تموم شد مراجعه کنیم.تو راه برگشت داشتم فکر می کردم که عجب شانسی دارم من!!!!!!!!!!!!!!!! آشناهامون هم تو زرد از آب در میان.

برعکس همه که اگه جایی آشنا دارن بلافاصله کارشون انجام میشه.

مثل اینکه پارتی بازی با گروه خون من سازگار نیست.

/ 4 نظر / 13 بازدید
کورال

درست میشه... گاهی پیش میاد ...طرف سرش شلوغ بوده ختما...

لیلی

سلام هلن عزیزم ربطی به گروه خونی تو نداره اونا درکشون پایینه[چشمک]

شمیم استخری

گاهی ممکن است مغز و دست آدم بگوید ننویس تا استخر ذهن مقداری ذخیره کند. اما دل و عادت برای بازگویی حسی درونی، آدم را به سخن گفتن وا می دارد. از قضا چیزی را که امروز بیان کرده اید بازتاب آن نیست که شما با آدم بدی برخورد کرده اید. بازتاب آنست که آن دوست شما پیش آن شخص، اعتبار لازم را نداشته است. چشم، چشم را می شناسد و دست، دست را.

خانم نویسنده

هلن خانمی باز خوش به حال شما که آشنای تو زرد برای پارتی بازی دارید [خنده] من که اینم ندارم . [چشمک][لبخند][گل]