پراکنده گويی

۱-پدرش متخصص پوسته.ديروز واسه يه كاري رفته بود بيمارستان.مي گفت:يكسري بيمار پوستي اونجا بودن كه قيافه هاشون خيلي وحشتناك بوده.بهش گفته بودن حتي صبحها هم دوست ندارن تو آينه نگاه كنن و خودشون رو ببينن.بعضي هاشون آرزوي مرگ ميكردن.

هلن،قدر سلامتي خودت و اطرافيانت رو بدون.

۲-جمعه شب رفتيم سرزمين عجايب.محيط شاد و شلوغي بود.پر از هياهوي بچه ها.اين اولين بار بعد از بچه دار شدنم بود كه اونجا مي رفتم.دخملم خيلي از اونجا خوشش اومده و به هر كسي ميرسه تعريف مي كنه كه رفته سرزمين عجايب.

وقتي بعضي بازي ها رو تنهايي سوار ميشد،ديدم كه پاني چقدر زود بزرگ شد.چقدر زود گذشت اون دوره بي خوابيهاي شبانه و .... بگذريم.

تو قسمت بازي خردسالان،هر بچه اي مي تونه ۱۵ دقيقه بازي كنه و بعدش پدر و مادر بايد بچه رو تحويل بگيرن.ولي يه مادري بچش رو ۴۵ دقيقه گذاشته بود اونجا و معلوم نبود كجاست.طفلكي بچه هم همش گريه مي كرد.در تعجبم بعضي پدر و مادرا چقدر دل گندن.من كه اگه بچم يه لحظه از جلو چشمام دور شه دلشوره مي گيرم.

نمي دونم شايد من غير طبيعيم.

/ 20 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام مامان دل آرام

نه هلن جان شما درست عمل می کنی ...با اون کاری که مادر يا پدر کرده و اون بچه رو تنها گذاشته فقط بچه برای هميشه دچار اضطراب بدون علت ميشه و اين زخم از روحش هيچ زمانی پاک نميشه

ياس

سلاااااااام هلن خانومی...آخی پس حسابی به پانی کوچولو کنار مامان باباش خوش گذشته..ايشاللا هميشه شاد و خوش زير سايه شما دو تا فرشته باشه... نخير خانومی اونا اشتباه عمل می کنن شما کاملا طبيعی هستی

مترسک

نه عزيزم تو غير طبيعی نيستی مواظب دخملت باش بچه ها خیلی گناه دارن خیلی نازکن

آرام

وای ، ضربان قلبم زیاد شد . نه عزیزم تو غیر طبیعی نیستی . اون مادری که اینقدر بی قیده در مورد بچه ش غیر طبیعیه . شاد باشی .

ماهی گیر

ماهی دوست داری؟ ماهی گیری دوست داری؟ خودت بیا ببین!

گلسا

راست ميگی اما معمولا ادم وقتی قدر سلامتيش رو می فهمه که يا ديگران رو ببينه يا خودش مريض بشه. هميشه به گردش باشی عزيزم خوشحالم ديگه دخملت تا حدی از آب و گل دراومده و راحتر شدی

احسان

پست خیلی خانوادگی هست و شاید جایی برای کامنت من ....

احسان

امّا از پست قبل بسیار لذت بردم. همیشه این دیگاه رو تحسین کردم ولی ای کاش در مورد خودم همیشه صادقانه بهش عمل کنم

نازنين

سلام کاش همه ما قدر چيزايی که داريم بيشتر بدونيم.. هلن منم به رومي که نگاه می کنم با اينکه هنوز کوچيکه حس می کنم چه بزرگ شده اين همون ني نی کوچولو که ۲.۸۰۰ گرم بود اتفاقا مثل شما منم این حسو وقتی رومی بردم از این سرزمینا داشتم خیلی هم جالب بود که حس استقلال طلبیش منو کشته .. خدا می دونه وقتی خانم بشه اين حسو چه جوری داشته باشم...خوش بگذره در ضمن اغلب مامانا نگرانند اونی که نگران نبوده استثنا است.

مسافر كوچولو

سلام. شما غير طبيعی نيستين. منم تا ۱ سال پيش فکر ميکردم که همه ی مامان ها مثل مامان خودم عاشق بچه هاشونن. اما تو فاميلمون اتفاقی افتاد که تازه فهميدم مامان هايی هم پيدا ميشن که دلشون واسه ی بچه هاشون تنگ نميشه. حتی دوست ندارن حمومش کنن. در طول هفته دوست دارن فقط ۲ ساعت ببيننش . تازه اونم وقتی که تر و تميز است. سير است . به اندازه ی کافی خوابيده. قدر عشقی رو که به دختر داری بدون .