خانمی طوطی خرید٬ اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند. او به صاحب مغازه گفت: این پرنده صحبت نمی کند! صاحب مغازه پرسید: آیا در قفس آینه ای هست؟!؛ طوطی ها عاشق آینه هستند: آنها تصویرشان را در آینه می بینند و شروع به صحبت می کنند. آن خانم یه آینه گرفت و رفت.

روز بعد آن خانم برگشت٬ طوطی هنوز صحبت نمی کرد. صاحب مغازه پرسید: نردبان چه؟ آیا در قفسش نردبانی هست؟ طوطی ها عاشق نردبان هستند! آن خانم یک نردبان گرفت و رفت.

اما روز بعد باز هم آن خانم آمد. صاحب مغازه گفت: آیا طوطی شما در قفس تاب دارد؟ نه؟! خوب مشکل همین است. به محض اینکه شروع به تاب خوردن کند٬ حرف زدنش تحسین همه را برمی انگیزد. آن خانم با بی میلی یک تاب خرید و رفت.

وقتی آن خانم روز بعد وارد مغازه شد! چهره اش کاملا تغییر کرده بود. او گفت: طوطی مُرد! صاحب مغازه شوکه شد و پرسید: واقعا متاسفم٬ آیا او یک کلمه هم حرف نزد؟آن خانم پاسخ داد: چرا! درست قبل از مُردنش با صدایی ضعیف از من پرسید که آیا در آن مغازه٬ غذایی برای طوطی نمی فروختند؟

بعضی وقتها آنقدر به جزئیات و حاشیه مسائل می پردازیم که موضوع اصلی را به کل فراموش می کنیم.

/ 19 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قله نشين

سلام هلن جوون صبح شما بخير راستی ميل من رسيده به شما آخه ديروز هر کاری کردم نشد که به وب لاگ شما نظر بدم اما الان ميشود الهی نان دادی دندان دادی جان دادی جانانان بده

غنچه

سلام خوبی؟ نوشته پايينيت رو که خوندم کلی تو فکر رفتم

قله نشين

سلام هلن جوونم موقع خوندن قران منم التماس دعا دارم شاد باشی و موفق دخملی رو هم ببوس

پرند نيلگون

سلام آخی ... دلم برات تنگ شده بود . خوبی؟ به اميد بهترین ها

ali-blind owl

اين طوطی خب اول چرا حرف نزد؟؟؟ حتما که حکمتی توی کارش بوده

کاپیتانی بدون هواپیما

آخ که هميشه وقتی نوشته هاتونو ميخونم درست به همون نقطه ی سياه ی که در يه مدت زمان خاصی گرفتارش ميشم اشاره ميکنيد ... جزئيات !!! ... تمام زندگی من ...

محمد

سلام نکته جالبی رو گوشزد کردی ممنون

پرند نيلگون

هلن عزيز شما چطور ص کامنت های وبلاگتون رو درست کردی ؟‌ من تو بخش ويرايش قالب هر چی دات کام مربوط به پرشن بلاگ بود رو به دات آ ی آر تغيير دادم . اما هنوز حتی خودمم نمی تونم ص کامنت هامو باز کنم ! ممنون می شم اگه چيزی ميدونی بهم بگی ميام به کامنتای شما سر می زنم