۱-امروز صبح اصلا دلم نمی خواست از جام بلند شم.خیلی دلم می خواست حداقل تا ساعت 8 بخوابم.امروز هم برای چندمین بار دلم خواست که یه زن خونه دار باشم و نرم سرکار.تمام صبح داشتم تو ذهنم برنامه ریزی می کردم که اگه یه زن خونه دار بودم صبحها چکار میکردم. میرفتم کلاس یوگا و ورزش و زبان و کلاسهای هنری.

ولی حیف.خودم رو خوب میشناسم و میدونم که اینجوری مدت زمان زیادی دوام نمیارم و بعد چند ماه افسوس میخورم که چرا کارم رو ول کردم و دوباره میگردم دنبال کار و روز از نو، روزی از نو.

برای همین هم بر حس تنبلیم غلبه کردم و از جا بلند شدم.

      2-شروع کردم به یادگیری زبان فرانسه.نمی دونم چرا از بچگی به این زبان خیلی علاقه   داشتم ولی هیچ وقت نرفتم دنبالش.الان هم برای بهتر شدن روحیه ام احساس مسکنم باید برم دنیال یه کار   نو و غیر تکراری.این بود که این زبان رو شروع کردم.همه میگن خیلی سخته ولی با خودم قرار گذاشتم که حتما ادامش بدم.   

/ 18 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نرجس

آخ گفتی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟

نازنين

سلام خوبی تو هم مثل منی .ادمهايی که زن بيرونن شايد حس تنبلی بياد سراغشون اما اينکه تو خونه بمونن نيستن .فرانسه خيلی قشنگه زبان عشاق می دونی اولش خيلی سخته اما چون خيلی قايه و قانون داره حتی حفظی کم کم جا می افته.موفق باشی

شميم استخری

ما همه برای رهايی از برخی تکرارها و جلوگیری از خستگی و ساییده شدن روح، نیاز به پاره ای گریزها داریم. این که یک روز تا وسط روز بخوابیم، این که یک روز اصلاً غذا درست نکنیم. این که یک روز هیچ چی ننویسیم. این که یک روز آن نکنیم که همیشه می کرده ایم. ما حتی گاهی نیاز داریم در خلوت خویش، رفتارهای کودک واره داشته باشیم. ما انسانیم و دارای عظمت. عظمت ما در طبیعی بودن ماست. در نیازمند بودن، در گاهی لوس بودن و صد البته مسؤل بودن و مصمم بودن ما. واکنش شما از دیدگاه من ملامت بارانه نیست. اگر شما یک امروز چنین احساسی داشته اید که ای کاش تا ساعت هشت می تونستید بخوابید، شاید من بسیاری روزها همین احساس را داشته ام. نه آن که خانه دار باشم. بلکه همیشه روزهای کاری، دوست دارم دیرتر از خواب بیدار شوم اما مسؤلیت کار و زندگی، انسان را اجباراً سحر خیز می کند. ما آدم ها همه، کم یا زیاد، سر و ته یک کرباسیم.

طراوت کتانی

آن چه را در وبلاگ من نوشته اید با شما موافقم. و اما این که تصمیم گرفته اید زبان فرانسه بخوانید کار تحسین برانگیزی است. برای هیچ کاری، هیچ وقت دیر نیست اگر چه حتی انسان، به مقصد نرسد. رفتن مهم است نه، رسیدن.

خانم نويسنده

هلن خانمی خواستن توانستن پس حتما در يادگيری زبان فرانسه موفق ميشيد البته به شرطی که بعدش پست ها رو به زبان فرانسوی ننويسيد که ما نتونيم بخونيم .

نازمهر

هلن جون يه چيزی برام جا افتاده کسی که يه دوره ميره سر کار براش توی خونه موندن محال می شه هرچند با تمام وجود بعضی وقتا می خواد خونه نشين بشه ولی محاله بتونه

ماندانا

منم اکثر صبح ها دلم می خواهد خانه دار باشم