خيانت

شيرين زني است حدودا 45 ساله.10 سال پيش وقتي پسرش 15 سال داشت از همسرش جدا شد.البته شوهرش اونو طلاق داد.

علت طلاق خيانت شوهرش بود.شوهر شيرين مردي بود تحصيل كرده و داراي مدرك پي اچ دي.البته وقتي با هم ازدواج كردن ليسانس هم نداشت و دانشجو بود.شيرين سختيهاي زيادي تحمل كرد تا شوهرش درسش رو ادامه بده و دكترا بگيره.اين آقا بعد ازينكه دكتر شد يه شركت زد.

بعد از چند سال شيرين متوجه شد شوهرش با يكي از كارمندا روابط خصوصي پيدا كرده.بعضي مواقع كه با شيرين از جايي بر ميگشتن بهش ميگفته من تو شركت كار دارم.يكساعتي اونو مي ذاشته تو ماشين و مي رفته بالا.بعدها شيرين فهميد كه اون ساعت با همون كارمند قرار داشته و....

شيرين كه از ماجراي خيانت مطمئن ميشه،ميره موضوع رو به مادر و خواهر و خاله شوهرش ميگه.شوهره هم بهانه ميكنه كه تو آبروي منو پيش خونوادم بردي و من ديگه نمي تونم با تو زندگي كنم.و به همين سادگي طلاقش ميده.

شيرين خودش اول موافق جدايي بود ولي بعد كه جدا شد و مشكلات پس از طلاق رو ديد پشيمون شد.مي گفت كاش كمي تحمل كرده بود تا زنه بره پي كارش.شوهرش با زنه ازدواج كرد و در حال حاضر هم دارن با هم زندگي ميكنن.

شيرين موند و يك دنيا تنهايي.خيلي دلش مي خواست اونهم ازدواج كنه.حتي پسرش بهش مي گفت مامان اگه تو ازدواج كني من جلو بابام و خونوادش سربلند ميشم.

شيرين ازخيلي از افراد،چه زن و چه مرد خواسته بود براش شوهر پيدا كنن.بعضي ها فكر ميكردن داره شوخي ميكنه.بعضي ها هم فكر ميكردن خله.ولي اون حقيقت رو ميگفت.تنهايي بدجوري اذيتش ميكرد.

تا اينكه امروز خبردار شدم كه پنج شنبه رفته و با يه آقاي باكلاس و تحصيل كرده كه سيتيزن آمريكاست عقد كرده.

شيرين جان خيلي خيلي برات خوشحالم.امروز بعد از مدتها كه خبر ها همش بد بود اين خبر خوب رو شنيدم و واقعا از ته دل خوشحال شدم.

خوشبخت بشي عزيزم.

پ.ن: چهار شنبه رفتم مصاحبه.اصلا ازشون خوشم نيومد.كارش هم مزيتي نسبت به اينجا كه هستم نداره.يه نشونه هايي هم وجود داره كه بهم ميگفتن نرو.امروز بهشون جواب رد دادم.همين جا ميمونم.

/ 15 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران

واقعا لجم در اومد از مرده. خیلی خودخواه بوده. آخرشو که خوندم خیلی خوشحال شدم. امیدوارم خوشبخت بشه

رزسفيد

از ته دلم دعا می کنم شيرين خوشبخت بشه و تلافی همه زجرها و ناراحتی هايی که کشيده در بياد

ليلی

هميشه ميگن نردبان ترقی اين مردها نبايد شد

پرنس

سلام راستش وقتی تيتر و اول مطلب رو خوندم اصلاً انتظار نداشتم که آخرش اينطوری تموم بشه..باور کن از صميم قلب خوشحال شدم...اميدوارم که شيرين خوشبخت بشه....راستی خوبه که تصميم نهايی رو برای کارت گرفتی..موفق باشی

nc

هلن عزیز به شیرین تبریک بگو و از قول من به او بگو هر آنچه در زندگی ما پیش می آید گوشه ای از تجسم افکار ماست .زیبا بیندیشیم و زیباتر زندگی کنیم.

توت های نخشبی

جوجه را آخر پاییز می شمرند. زندگی نه سیاه سیاه است و نه سفید سفید. به قول عیسی مسیح، آن کس که آن کار را نکرده، اولین سنگ را بزند. اخلاق و وفاداری یک پدیده ی نسبی است. تا در جامعه محرومیت است و این محرومیت از کودکی در شخصیت زنان و مردان ما جا خوش می کند، از این جور اتفاق ها هزاران روی می دهد. من نه مردانمان را محکوم می کنم و نه زنانمان را. آن کس که وفادار است باید به یک ارزش ماندگار وفادار باشد. رابطه ی زنان و مردان ما، رابطه ای نابرابر حقوق است. هر که زورش بیشتر است کارش را پیش می برد. در ایران شاید نود و پنج درصد مردها زورشان بیشتر است. آن پنج درصد دیگر که به خانم ها بر می گردد، آنان نیز دمار از روزگار مردانشان در می آورند. البته شاید من اشتباه می کنم. اصراری روی حرف هایم ندارم. اگر دیدید خوشتان نیامد عصبانی نشوید. دنیا هم جا برای گُل دارد و هم خار.

آخرين پرستو

سلام میکنیم وا بابا یه سر به وبلاگ ما هم بزن چیزی میشه کرایش مگه تا پیش ما چنده بیا نترس با خط واحد بیا باشه بیا هااااااااااااا بای مملی فشفشه

كاپيتان بدون هواپيما

بنظرم همه ی شيرينی های زندگی به همين سختی هاست به قولی بعد از هر سربالايی يه سراشيبی هست ... الان ديگه ميدونه چطور زندگی کنه ...

ياس

سلام هلن خانومی. نمی دونم چی بگم.شايد من اگه جای شيرين خانوم بودم روش ديگه ای رو در پيش می گرفتم.شايدم نه! به هر حال اميدوارم اين بار درست تصميم گرفته باشه نه برای فرار از شرايط فعلی...

مژده

خوشحالم که تصميمتو گرفتی... دلم شاااد شد واسه شيريننننننننننننن