کار و بار

1-اوضاع كاريم همچنان بهم ريخته است.دست و دلم به كار نمي ره.يه زمزمه هايي بود كه يكي از همكاراي با سابقمون مي خواد رئيس بشه.طرف هم با همه سر سنگين شده بود و محل نمي ذاشت.همه خدا خدا ميكردن كه اون رئيس نشه.نمي دونم چرا هيچ كس چشم نداره ببينه يكي از همكارا رئيس شده ولي اگه يكي رو از بيرون بيارن همه قبولش دارن و گوش به فرمانش هستن.

 

يكساعت پيش هم با رئيسمون درباره اون محل كار جديد صحبت كردم.ظاهرا بايد همين كارهايي كه اينجا انجام ميدم رو اونجا هم بكنم.با اينكه محل جديد جاي پيشرفت داره ولي اون مي خواد منو با همين سمت الانم اونجا ببره.يعني اگه بخواد مي تونه به من ترفيع بده ولي نمي خواد.دليلش هم اينه كه ميگه تو تا حالا كار اجرايي نكردي.

يكي نيست به خودش بگه مگه تو هم از روز اول تجربه كار اجرايي داشتي؟ نداشتي.ولي خوب يه پارتي گردن كلفت داشتي كه من ندارم.

من هم خودم رو بي ميل به رفتن نشون دادم.اونهم وعده وعيد داد كه حالا بيا تو مجموعه من.بعدش تو رو مي ذارم جاي يكي از روسا كه وقت باز نشستگيشه.

ولي احساس مي كنم الكي ميگه.اگه برم همين كارشناسي كه هستم مي مونم.
 

2-پاني هم در ظاهر با مهد جور شده ولي گاهي دلش براي خونه مامانم تنگ ميشه و ميگه منو ببر اونجا.مامانم ميگه يكي دو روز تو هفته بيارش اينجا .ولي دوستام ميگن بچه اينجوري سر در گم ميشه.يا ببرش مهد يا ببرش خونه مامانت.ولي نمي دونم درستش چيه.

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دويد جکوب

دوست گلم هلن٬ راستش من هم فکر می کنم که با اين کار بچه دو هواهه می شه...بگذار کمی بهانه بگيره٬ اشکال نداره ولی با محيط مهد هماهنگ خواهد شد. اگر خيلی زود از اونجا جداش بکنی و بگذاری پيش مادرت٬ ديگه نمی تونه هيچ وقت جدايی ها رو راحت قبول کنه٬ کمی هم نق زدن و بهانه گرفتن اشکال نداره. محيط مهد خيلی به استقلال شخصيتی کودک کمک می کنه...حالا نگی انگار کارشناس روانشناسی کودک هست که داره اين حرف ها رو می زنه...ولی خوب يه چيزايی می دونم...البته در نهايت تصميم با خودت هست اگر فکر ميکنی که در منزل مادرت راحت تر هست ببر اونجا کلا...ولی اون بنده خدا هم حتما الان در شرياط سنی و جسمی هست که نگهداری هر روزهه پانی حتما خسته اش خواهد کرد. البته که ايشون به روی تو نمی آره...ولی خوب يک چيز طبيعی هست... و در باره شغل جديد...البته من جای تو نيستم ولی اگر من بودم ميرفتم...هميشه رابطه خوب با مقام های بالاتر و رييس بهتر از نداشتن اين رابطه هست٫ هرچند گرفتاری های خاص خودش رو هم داره...

دويد جکوب

و در باره ترس از دست دادن اطرافيان...البته اين در همه هست با شدت کمتر و بيشتر...و ترس مرگ در تصادف؟ آيا فقط از تصادف ماشین می ترسی يا مثلا از سقوط هواپيما هم می ترسی...؟در باره طرز بيان جملات و اثرگذاری منفی و مثبت اونها هم به نظرم کاملا حق با تو بود...

مژده

اره به نظر منم پانی رو يه جا ثابت کن... هواييش نکن... در مورد کارت هم به نظرم بايد ببينی رئيست چند مرده حلاجه و تا چه حد سر قولش هست. و الا اگه قرار باشه تغييری ايجاد نشه بيخود پاشی بری که چی؟

lili

آخ آخ حرف کار و نزن که دلم خونه

نسیم

کار خوبه اما ترکشهاش نه

پرند نيلگون

ماجرای پست قبلی خيلی زيبا بود ......و عمل کردن به پيام اون گاهی مشکل ! چيزی که شايد خيلی وقتا به ذهنمون نرسه ! در مورد کارات گفتی ، اميدوارم توی اين پيچيدگی بتونی بهترين تصميم رو بگيری و مسائل زودتر برات شفاف بشه . و ... در مورد پانی نازنين ، چون اولين تجربه ش هست ، به نظرم بايد يه کم محکم تر باشی تا توی ناخودآگاهش بمونه و توی مراحل بعدی زندگی بهش کمک کنه شاد و پیروز باشی همیشه

قله نشين

سلام خب اره با اينکه مهد چيزای خرابی مثل ياد گرفتن عادات بد بچه های ديگه .سرماخوردن همگانی و تند تند..........داره اما بهتره چون بچه ياد می گيره بايد رو پای خودش واسته و زندگی جمعی و درکنار بقيه رو ياد می گيره من م دلم از اين پارتی بازی های توی اداره ها گله مندم و دلشکسته من آپم به منم سر بزن