به ياد قيصر امين پور

روز مبادا

 

وقتی تو نیستی
نه هست های ما چونان که بایدند
نه باید ها
مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را
با بغض می خورم
.

.

عمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره می کنم
باشد برای روزمبادا
اما در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
.

.

آن روز هرچه باشد روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درستمثل همین روزهای ماست
.

.

اما کسی چه می داند
شاید امروز نیز روز مبادا باشد
.

.

وقتی تو نیستی
نه هست های ما چونان که بایدند
نه باید ها
.

.

هر روز ِ بی تو روز مباداست
آینه ها در چشم ما چه جاذبه ایدارند
آینه ها که دعوت دیدارند
دیدارهای کوتاه از پشت هفت دیوار
دیوارهای صاف
دیوارهای شیشه ای شفاف
دیوارهای تو
دیوارهای من
دیوارهای فاصله بسیارند
آه! دیوارهای تو همه آینه اند
آینه های من همهدیوارند

 

 

روحش شاد و یادشگرامی باد

 

/ 15 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم

بابا اين کامنت‌ها جايی ندارن که وااااا یه ریزه جا برای حرف زدن گذاشتن من هنوزم یاد این دو نفر می‌افتم از اطرافیانم می‌ترسم.

محمد

سلام خوشحالم که تو هم از قيصر يادی کردی يکی از شعرهای زيباش رو هم انتخاب کردی ممنون

مريم

ممنون که بهم سر زدی خيلی خيلی خيليييييييييييی خوشحال شدم.

مانلی

نوشته قبليت جالب بود برام..منم آزمايش می کنم.

پرند نيلگون

روحش شاد و يادش گرامی

آرام

وبلاگ نازی داری موفق باشی ... اگر دوست داشتی به من سر بزن ....

محمد

دلم واسه يه مطلب تازه ازت تنگه