خبر چين

امروز رفتم پيش رييسم تا كاري رو كه خواسته بود بهش تحويل بدم.وقتي كارم تموم شد،گفت:خوب چه خبرا؟ خوبيد؟ خوشيد؟ مشكل خاصي كه نيست؟

از لحن حرف زدنش فهميدم كه مي خواد زير زبونمو بكشه.منم گفتم: مرسي.خبر خاصي نيست.مشكلي هم بوجود نيومده.

يهو برگشت گفت شما چرا تو اين واحد احساس ناراحتي ميكني؟

منو ميگي داشتم از تعجب شاخ در مياوردم.

تعجب منو كه ديد گفت: يكي گفته شما گفتي من از وقتي اينجا كار مي كنم افسرده و دپرس شدم.

گفتم اگر واقعا كارم منو دپرس ميكرد كه 1 دقيقه هم اينجا نمي موندم.استعفا مي دادم و مي رفتم.  

واين در حاليست كه من به كارم خيلي خيلي علاقمندم.

ذهنم بد جوري در گير شده

نمي دونم چرا تا ميخواي كار كني فورا انگيزه هاتو ازت ميگيرن.

نميدونم كدوم شير پاك خورده اي كه خبرچيني ميكنه.البته كاش خبرها رو درست گزارش مي داد.دفعه اولشم نيست كه اين كارو ميكنه.

خبر چين عزيز،آخ كه اگه گيرت بيارم ميدونم باهات چكار كنم.

يه نكته هم براي رئيس عزيز:

گيرم كه يه نفر خبرچيني كرده،آخه تو بايد بياي مطلبو بزاري كف دست كارمندت!

/ 3 نظر / 7 بازدید
دانش

افسوس بسیار؛ برای این مدير ارجمند؛ که مثل بسياری از اسلاف شون؛ به جای استفاده از سمينارها و کلاس های آموزشی (برای ايجاد ارتباط سالم و موثر با زير دستان شون)؛ وقت شون رو به دهن بينی و اخذ اخبار؛ از بدترین راهکار ممکن؛ صرف می کنن. بیرون اومدن از چنین محیطی؛ چندان هم تاءسف بار؛ نخواهد بود.

ماندانا

از قديم گفتن تفرقه بنداز و رياست کن

نگاهی نو

salam ba inke in khabar chineh dareh kare zeshti meikoneh vally ageh deghat koni motevajeh mishi ke baraye reeiset onghadr mohem hasti ke harfe khabar chineh ra jedi gerefteh va azat soal kardeh. yani barash mohem hasti