صبح است اول مهر دل مي تپد ز شادي

باز هم اول مهر شد.اول مهر براي من يادآور بهترين و خوشترين روزهاي زندگيمه.

يادمه كلاس اول كه بودم،روز اول مهر رفتم مدرسه.موقع صف بندي اشتباهي رفتم تو صف يه كلاس ديگه.رفتيم تو كلاس و پشت نيمكت نشستيم.معلم شروع كرد به خوندن اسامي بچه ها.آخر هم پرسيد كسي هست كه اسمش رو نخونده باشم؟

من دستم رو بلند كردم.اسمم رو پرسيد و بعد رفت كلاس و معلمم رو پيدا كرد .معلم خوبم خانوم اوحدي اومد دنبالم و دستم رو گرفت و برد سر كلاسش.

بعدها فهميدم كه اون بهترين معلم كلاس اوليهاست و شانس خيلي با من يار بوده كه تو كلاسش افتادم.ميدونين من پيشرفتهاي در سيم و علاقه به درس و مدرسه رو مديون اون هستم.

الان نمي دونم اون كجاست و چكار ميكنه ولي اميدوارم هر جا باشه شاد و پيروز باشه.

/ 3 نظر / 33 بازدید
تسليم عشق

رفتم به کنار رود سر تا پا مست رودم به هزار قصه میبرد ز دست چون قصه درد خویش با او گفتم لرزید و رمید و رفت و نالید و شکست ...تسليم عشق اپديت شد منتظر شما هستم

نگاهی نو

من هم دنيا خاطرات خوب را از همين روزهای اول مدرسه دارم