گذشت

ديروز مجلس شب هفت يكي از فاميلهاي دور شوهرم بود.عروس آقايي كه فوت كرده يعني نرگس خانوم پيش ما اومد و شروع به گله گذاري از خواهر شوهرش كرد و گفت كه به من محل نميذاره و............

 

جالبه كه آخر مجلس همون شوهر خواهر پا شد رفت و به مداح گفت از طرف ما خواهرا از برادرم و خانومشون نرگس جون كه تو اين مدت خيلي زحمت كشيدن و بار اصلي مراسم به عهدشون بود تشكر كنين.

 

از تعجب چشام گرد شده بود.فهميدم كه نرگس كمي بدبين و فوقالعاده حساسه.فكر ميكنه كه همه مي خوان بهش بي محلي كنن.هر چيز كوچيكي رو به دل مي گيره.

 

خواهر شوهرش هم بنده خدا براي رفع كدورت خيالي نرگس خانوم اينكارو كرد و موفق  هم شد.

 

مي دونين شايد اگه من جاي خواهر شوهرش بودم  تحويلش نمي گرفتم .ولي اون با اينكارش به من درس مهربوني و گذشت داد.

 

شب خوبي بود.

/ 4 نظر / 6 بازدید
مهدی

سلام خدا رحمتش کنه ولی چه کار زیبایی انجام داد منم فکر میکنم ما انسانها بیشتر اسیر توهمات خودمون هستیم تا واقعیات وقتی هم که مشکلی نداریم خودمون برای خودمون مشکل درست میکنیم چون اصولا بلد نیستیم با آرامش و شادی زندگی کنیم دشمني هيچکس را در دل راه ندهیم، اين کار ما را هميشه غمگين نگه مي دارد برای جاری بودنت همیشه دعا میکنم

ali-blind owl

خدا رحمتشون کنه. خدايی من که تو کاره زن جماعت موندم اما بخشش و نيکی چيزيه که فايدش برای خود آدم خيلی بيشتره...

قله نشين

سلام هلن جووون دخملی خوووبه اينروزا از اون چيزي نميگی ها؟؟؟؟؟؟؟؟ من هميشه ميگم که گاهی ميشه زيرکانه طرف رو پيچوووند و بهش ثابت که دوسش داری يه طوری که خودش هم نفهمه چی به چيه مثل همين خواهر شوهر گرامی خوشمان آمد ها