سکوت

 چند روز پيش داشتم تو اينترنت دنبال مطلبي ميگشتم كه به اين عبارت برخوردم:

گاهي وقتها چقدر ساده عروسك ميشويم،

نه لبخند ميزنيم

نه شكايت ميكنيم

فقط احمقانه سكوت ميكنيم.

البته معلوم نبود نويسنده اين جمله كيست ولي عجيب منو به فكر فرو برد.

تمام آدمايي كه اونا رو با سكوتشون ميشناختم جلوي چشمام اومدن.

كساني كه معلوم نيست از چيزي كه تو براشون تعريف ميكني خوششون اومده يا بذشون اومده.

كساني كه وقتي چيز نويي ميخري،فقط با سكوت نگاهت ميكنن،معلوم نيست كه به خاطر سليقت تحسينت ميكنن يا تكذيب.

كساني كه خيلي ظلمها در حقشون شده و سكوت مي كنن چون نميخوان آبرو ريزي بشه.

و ياد تو افتادم هلن،وقتي كه از چيزي ناراحت ميشي و سكوت ميكني.

البته تو دختر ركي هستي و بيشتر اوقات حرف خودت رو ميزني.ولي گاهي همين سكوت احمقانه شكستت ميده.

تو سكوت ميكني وتمام غصه هات رو تو خودت ميريزي.

تو سكوت ميكني چون نميخواهي كسي رو ناراحت كني.

ولي ديگرون چي؟

آيا اونا به اين فكر ميكنن كه هلن ناراحت ميشه؟

- مسلما نه.

 و تو فكر نمي كني كه اگه بدونن از چه حرفها و كار هايي ناراحت ميشي ديگه تكرارش نكنن؟

- بيشتر اوقات:آري.

هلن، تو با سكوتت در واقع از حق خودت ميگذري.

/ 8 نظر / 6 بازدید
مژی

من فکر ميک نم گاهی وقت ها سکوتم نشانه اينه که حال و حوصله طرف مقابلمو ندارم. ميدمنی بايد طرفت برات اونقد ارزش داشته باشه که سکوتت شکسته بشه. نبايد جلوی همه به حرف بيای... چون اينجوری آدما فکر می کنن بيشتر از اونی که بايد برات مهمن.

حميدرضا

سلام. گاهی اوقات سکوت خوبه اما نه هميشه... وبلاگ جالبی داری. به من هم سر بزن. شاد باشی

محمد

سلام مرسی از اینکه بیاد من هستی من هم همیشه به تو سر میزنم پیروز و سربلند باشی

ا

سلام يه جورايی با نظر مژی موافقم . به علاوه من چند سال پيش با خوندن يه کتاب در زمينه روان شناسی فهميدم که سکوت و از خود گذشتگی خيلی وقت ها نشانه خوبی برای شخصيت آدم نيست . با بی احترامی هم موافق نيستم اما وقتی کسی پا از حد خودش فراتر می ذاره بدجوری دوست دارم ضد حال بزنم حریم شخصی هر کس برای خودش محترمه و اگر نمی تونیم کمکی به ارتقاء اون فرد بکنیم بهتره زیادی هم حرف نزنیم نمی دونم چرا بعضی ها سعی نمی کنن تو اون مخ کوچیکشون این چند کلمه ناقابل رو فرو کنند موفق باشيد و شاد

nazmehr

هلن جون مشکل منم هميشه همين سکوت لعنتی بوده که باعث شده خيلی وقتا حقم خورده بشه.

nc

برای من مهم نيست آنکه سکوت ميکند و با سکوتش فقط مرا راهنماست چه مي انديشد در باره ي من و انديشه ی من .همراه من آنيست که بيازمايد وجودش را رد وجود بی پايان من.خيلی ها بهتر است ساکت باشند تا دنيايی از واژگان بی مفهومشان نفسی به راحتی بکشد.