انگار هيچ كس مرا براي خودم نمي خواهد.هركس توقعي از من دارد كه اگر براورده نشود، رويش را بر ميگرداند و اخمي تحويلم مي دهد.

ولي كمتر كسي توقعات مرا پاسخ مي گويد.انگار كه من نبايد هيچ توقعي از كسي داشته باشم.

 

خسته و افسرده ام از گراني باري كه بر دوشم نهاده اند.

دلم مي خواهد همه چيز  را بگذارم و بگريزم به جايي كه هيچ كس مرا نشناسد.

 

/ 8 نظر / 5 بازدید
رها

سلام هلن جون چه قدر اين حسها برام اشناست.. هنوز خيلی از يادداشت هام نگذشته.يادمه تو دفترم نوشتم که کاش جايی بود که هيچ احدی ادمو نمی شناخت.ميرفتی اونجا تازه زندگی ميکردی! جدی چرا انقدر ادمها اين روزا به تنهايی فک ميکنن؟.. در مورد پست قبليت هم بايد بگم خيلی جالب بود و عبرت اموز! موفق باشی فعلا

نازنين

سلام عزيزيم هلن تو هم دلمون خوش بود يکی تو اين بلاگستان حالش خوبه اونم ادمی مثل تو..اما می دونم رفع ميشه ..يک کم استراحت لازم داری کاش بقيه موقعيتتو درک کنن

محسن

قوی باش و امیدوار به زندگی. تو باید تکیه گاه باشی.فرو نریز. من نمی شناسمت و اصلا هم از وضعیت خونوادگیت خبری ندارم .اما فقط می دونم که یه بچه داری.برای بچه مادری قوی و پر امید باش

سرباز هخامنشي

دوستي قدم زدن در زير باران و خيس شدن نيست دوستي آن است كه يكي براي ديگري چتري شود و او هرگز نفهمد كه چرا خيس نشد

باران

چرا این قدر نا امید؟ برای من هم پیش اومده. حس خیلی بدیه. ولی به قول خودت این حس نیز بگذرد. اما من فکر می کنم باید اول از همه خودنت به فکر خودت باشی و یک مدت سعی کنی به خواسته های خودت هم اهمیت بدی.

غنچه

سلام هلن جون برای همه پیش میاد. دنیا داره پیشرفت می کنه ولی ابعاد انسانی داره فراموش میشه

رزسفيد

ای بابا چی شدی هلن جونم؟ غلط نکنم مال همون تقويم زنونه و اين حرفهاست.نه؟! مواظب خودت باش.

nc

ديگران را با آنچه از آنها انتظار داريم نسنجيم....آنی را که ميدهيم از ته دلمان که باشد باز خواهد گشت.به اميد پاداش بخشيدن سودی ندارد.هلن عزيز صبور باش.