یک جلسه از کلاس زبان پانی برگزار شد.دو تا کلمه یاد گرفته بود(hello, sun).به معلمش علاقه پیدا کرده.ولی هنوز برای قضاوت زوده.

اوضاع کاریم همچنان بهم ریخته است.تصمیم گرفتم که تمرکزم رو از روی مشکلات کاریم بردارم تا شاید به زودی خودشون حل بشن.

این روزها دارم کتاب راز رو می خونم و تصمیم بالام هم برگرفته ازین کتابه.

می خوام تمرکزم رو فقط بزارم روی موارد خوب و شادی آفرین زندگیم.

جمعه پانی رو بردم تالار هنر.برای دیدن تئاتر عروسکی.خیلی خیلی خوشش اومد.از اول تا آخر محو نمایش شده بود.

خودم هم خیلی خوشم اومد.باورتون نمیشه من تو تمام اون یکساعت حواسم به تئاتر بود و به هیچ چیز دیگری فکر نکردم.

و بعد هر بار که یادم میفته که من یه ساعت به مغزم انتراک دادم و به هیچ چی فکر نکردم لذت می برم.

/ 20 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میلاد

سلام من حالم خوبه خوبه که رفتین با بچه تون به نمایش عروسک ها مشکلات همیشه هست ادم از بدو تولد با مشکل به دنیا میاد کاریش نمیشه کرد خیلی خوشحالم که برگشتم اینترنتم تازه 2 3 روزه وصل شده [نیشخند][نیشخند][نیشخند][بغل][گل]

قله نشین

قله نشین برگزار میکند ختم قران ویژه روز شهادت حضرت فاطمه (س) اگه مایلی بیا و ثبت نام کن همسفر [گل]

گیس طلا

یه وبلاگ هست که بد نیست بخونیش http://aaram-helma.persianblog.ir/

lili

سلام آفرین به این تصمیم خوبت هلن عزیزم[قلب]

گیتی

سعی کن یک هابی پیدا کنی که بتونی پولش کنی. لطفا گل خمیری نباشه که زنهای فامیل ما همه یکی یکدونه قاب کردند زدند به درو دیوارشون. یک چیزی که هم به درد خودت بخوره و هم به درد دیگران. بهت پیشنهاد میکنم به وب من سر بزن شاید چیزی چشمتو گرفت. بعد اگر اطلاعات بیشتر خواستی بهم بگو. راستی به خاطر پانی زیاد نگران نباش. خدایی خود ما بعد از اینهمه با اساتید معلمین زبان شناس درس خوندیم بعد از دیپلم و یا بعد از دانشگاه چند کلمه انگلیسی تونستیم صحبت کنیم. تا تو یک کشور انگلیسی زبان نباشی یاد گیری زبان بدرد نمیخوره. همین که معلم زبانشو دوست داره این باعث میشه که زبانش در آینده خوب بشه از من که تو این مطلب تجربه دارم قبول کن و یک بوس گنده هم بده بهش.[ماچ][گل]

مریم

سلام. دلم برات تنگ شده بود.[قلب] خوش به حالت یه نمایش رفتی و به مغزت آنتراک دادی.... کاش منم می‌رفتم.[قلب]

lili

سلام هلن عزیزم میدونی نباید زیادی سخت بگیری زندگی سخت میگیرد بر مردمان سخت کوش[گل]

منــوچهــر

سلام رهایی از آنچه که ما را به بندهای خویش گرفتار ساخته است، به نوعی رهایی از من‌های گرفتار آمده در بند خواسته‌های خود ماست. خواسته‌هایی که مدام و پی‌گیر بر آن افزوده می‌گردد و نقشی را به خود می‌گیرند که زندگی و ایام گذارای آنش بپنداریم. یک ساعت رهایی لذتی دارد که یک عمر زندگی آن‌چنانی ندارد. برکت باشد[گل][خداحافظ]