برنامه ريزی

يكي از دوستانم تعريف مي كرد:

عمه اي دارم كه استراليا زندگي مي كنه.عمه خانوم عروسي دارن كه استراليايي هستش.شهري كه مادر عروس خانوم توش زندگي ميكنن حدود 4 ساعت تا محل زندگي عمه خانوم راهه(البته با ماشين).

يه روز كه پسر و عروس مي خواستن برن ديدن مادرزن جان و چند روزي اونجا بمونن،عروس خانوم براي خداحافظي مياد ديدن عمه.

عمه هم كه تو شهر مادرزن جان يه دوست داشته از عروس مي خواد كه حالا كه دارن مي رن اون شهر يه بسته رو هم برسون به دوست عمه خانوم.

اما اين عروس ناز استراليايي ميگن:ما نمي تونيم چون از قبل براي اين كار برنامه ريزي نكرديم.شما بايد چند روز پيش به ما اطلاع مي دادي تا برنامه ريزي كنيم.

 

گفتم: حالا اگه به ما گفته بودن اگه شده بود راهمون رو كج كنيم و چندين كيلومتر اونطرف تر بريم،چيزي نمي گفتيم و بسته رو مي رسونديم.

البته طرز نگرش متفاوت هر كدوممون به مساله ريشه در تفاوت فرهنگي و تربيت شرقيمون داره.ولي به راستي آيا محبت به يه انسان مهمتره يا يه برنامه ريزي از پيش تعيين شده؟

 

 

پ.ن:به اين عروس خانوم غبطه خوردم كه اين قدر راحت مي تونه حرفش رو بزنه.

/ 16 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بی همنورد

سلام هلن جون من تو اون تست روانشناسی يه اشتباه کردم و فکر کردم شما شتر رو هم نوشتين امروز دوباره ترتيب رها کردن رو بدون توجه به نماد هر حيوون نوشتم : ميمون شير گاو گوسفند و اسب هم اخری چون اگه سوارش باشی زودتر به مقصد می رسی

بی همنورد

با کار اين عروس خانوم موافقم البته نه واسه مادر شوهر بلکن واسه دوستای پررو و پر توقع در هر حال چون مادر شوهر ه و نيش دار بايد از خيلی کارا بزنی و کار اونو انجام بدی

وب نوشته

عجب کلکی يادمون يادت عروس عمه دوست تون

عطيه

من با کاری که اون کرده موافقم...چون اولاْ عرضه داشته که حرفش رو بزنه و دوماْ مسئوليت قبول نکرده۹ که فردا اگه اتفاقی افتاد مجبور بشه پاسخی براش داشته باشه...

نازنين

سلام هلن عزیز بابا عروس همون عروس استراليايی بوده ما ايرانيها اينقدر تعارف داريم که با همه چی قاطيش کرديم مادر شوهر که هر چی بگه سهله اقوام ونزديکان دورم را هم ما نمی تونيم همچين جوابی بديم. اما کار اونها درستتره چون هميشه عواقب را می سنجن.تفاوت فرهنگهاراستی مهمونيها خوش ميگذره

Negahyno

hamontor ke gofti raftare va javabe aros khanoom nashi az farhangesh meisheh

پرنس

سلام من فک کنم اينجور چيزا برای اونا تعريف شده اس

دويد جکوب

هلن جان اصولا اين غربی ها هميشه رک حرفشون رو می زنندُ٬ معمولا اين ما شرقی ها هستيم که توی هر چيزی تعارف داريم و روی کسی رو زمين نمی اندازيم. توی شرقی ها هم ايرانی ها زا همه بيشتر اسير احساسات و تعلق خاطر هستند٬ البته اين هم خوب هست هم بد٬ همون چند کيلومتر دور تر کردن مسير برای انجام خواسته مادر شوهر یا پدر زن نوعی٬ يکی از همين موارد....من خودم هم آدم احساساتی هستم و هميشه هم از اين احساسات يکجورايی ضربه خوردم ولی ديگه درست بشو نيستم...توی خونم رفته٬ البته اينجا هم محيط بيروت و اوصلا اين لبنانی ها خيلی مهربان و احساسی هستند....با اينها هم بايد مثل خودمان باشم تقريبا...البته ديگه يک بسته رو رسوندن به برنامه ريزی اين سفر لطمه نمی زده....ديگه برنامه غنی سازی اورانيوم که تنظيم نکرده بودند...در ضمن جشن روز ملی فن آوری هسته ای هم مبارک...

پرند نيلگون

خوبی هلن جان؟ خبری ازت نداريم ! اميدوارم با دست پر و خبرای خوب برگردی .