گوهر خوب من

چند سال پيش از طريق يكي از دوستانم با سايت اوركات آشنا شدم و به اميد پيدا كردن دوستان دوران دبستان و دوستاني كه به خارج از كشور مهاجرت كردن عضو اوركات شدم. يكي از بهترين خاطره هاي زندگيم هم مربوط به پيدا كردن بعضي از اونهاست.كه البته اين مطلب راجع به اونها نيست.بلكه راجع به يه دوست جديده.

يه روز كه وارد اوركات شدم،ديدم يه پاكستاني به نام گوهر برام درخواست دوستي فرستاده و گفته كه چون هم رشته ايم ميخواد باهام دوست بشه.36_3_15.gif

من هم درخواست دوستيش رو پذيرفتم و ازون به بعد گاهي يه اي ميلي واسه هم ميفرستاديم و از حال هم باخبر ميشديم.11_1_211v.gifتا اينكه حدود اواسط ماه رمضون بود كه يه روز مسنجرم رو باز كردم تا اف هامو ببينم كه صفحه مسيج باز شد.ديدم گوهره.

نوشته هاش حاكي از اين بود كه الان ايرانه.36_1_71.gifنميدونين چقدر خوشحال شدم.36_1_21.gifبا خودم گفتم بعد سالها دوستي اينترنتي ميتونيم همديگه رو ببينيم.حتي ازش پرسيدم تو كدوم هتل اقامت داره.

گفت:تو هتل فردوسي

گفتم:چه ساعتي بيام دنبالت.ديدم مثل اينكه متوجه نميشه(چون هردومون فارسي مينوشتيم)براش به انگليسي نوشتم.

برام نوشت من كه الان ايران نيستم.يه هفته قبل برگشتم پاكستان.

با خوندن اين جمله آه از نهادم بر اومد و فهميدم زمان افعال رو متوجه نشده.36_19_1.gif

خلاصه مثل اينكه 15 روزي كه گوهر ايران بوده مسنجر من خاموش بوده و دوست ساده دل من اي ميل هم نفرستاده.چون فكر كرده من آن لاين نيستم.

بعد آدرس خونمون رو خواست.من هم بهش دادم كه دفعه بعد كه اومد ايران آدرس رو داشته باشه.

شنبه هفته پيش وقتي رفتم خونه همسايمون اومد در آپارتمان و يه بسته داد دستم و گفت: هلن جون پستچي براتون نامه آورده بود نبودين.من تحويلش گرفتم.

نامه رو باز كردم ديدم از گوهره.به مناسبت عيد فطر برام كادو فرستاده بود.يه گردن بند و يه گوشواره خيلي قشنگ.36_3_11.gif

با خودم فكر كردم چه آدمهاي مهربوني تو اين دنيا پيدا ميشن.حالا پولي كه صرف خريد اونا كرده به كنار،همينكه وقت صرف خريد و پست هديه براي كسي كه حتي يك بار هم اونو نديده يا صداش رو نشنيده كرده، واقعا ارزشمنده.15_12_133.gif

و از خداوند مهربون هم كه به من اين شانس رو داده كه با اين آدمهاي مهربون آشنا بشم، تشكر كردم.23_30_126.gif

/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
lili

از این دوستا خیلی کم پیدا میشه . البته یه دلیلشم قلب مهربونه خودته هلن جون

رزسفيد

به به مبارکه کاش همه آدمها انقدر مهربون بودن...

مژده

چه باحال. باز من هميشه می ترسم. معمولن قبول نميکنم دوستی با خارجيهارو. نيست آخه يه مغز نابغه هستم. ميترسم بيان ببرنم فرار مغزها...

عطيه

خوب تو هم برای يه مناسبتی سورپرايزش کن.... مثلاْ براش يه صنايع دستی کوچولوی ايرانی ؛ اونم برای تولدش بفرست... خيلی ذوق زده می شه...درست مثل خودت

باران

خيلی با حال بود اين گوهر خوب تو

شايد دوست هلن

سلام روايت اول : ببخشيد اين آي دي اين دوستتون بده ، من كارش دارم روايت دوم : احتمالاً الان سازمان سيا اعلام مي كنه كه پاكستان به طور مخفيانه و در بين يك گردنبند و گوشواره اطلاعات اتمي در اختيار ايران گذاشته روايت سوم : پاكستاني ها به ماه رمضان و عيد روزه خيلي احترام مي ذارن و ... روايت چهارم و پنجم : اين دوتا روايت حساب مي شه ، احتمالاً از اصفهاني ها پاكستانه و بعد از نامه خودش به مدت چند هفته خونه تون تلپه بقيه روايات : خوش به حالت ، خوش به حالش ، و روي دوستي قيمت نذاريم و دوست باشيم

mohammad amin

ما اگر ز خاطر خدا نرفته ايم // پس چرا به داد ما نمی رسد ؟ // ما صدای گريمان به آسمان رسيد // از خدا چرا صدا نمی رسد ؟

mohammad amin

به من هم سر بزنيد دست خالی بر نمی گرديد ممنون و پيروز باشيد

غريب آشنا

سلام ممنون که به من سر زدين راستی ۱ اتفاق جالب اينکه منو شما ۱ اتفاق مشابه به هم برامون رخ داده منم وقتی اومدم نت از همه بيزار بودم ازهمه نفرت به پست بد آدم های خوردم که اين آخريا نظرم عوض شد اينکه ۱ نفر باش چت کردم نديده نشناخته حتی صداشم نشنيده بودم برام سی دی پست کرد خیلی خوشحالم کرد البته من داستانم رو خلاصه کردم اصل داستان رو به ایمیل تون میفرستم یا حق موفق باشین