فرصت

نمی دونم چرا تا یه خطایی از کسی سر میزنه فوری بهش لیبل میزنیم که مثلا اون دروغگوئه یا بی ادبه و .....

بعدش این لیبلها رو تو ذهنمون حک میکنیم و اگه طرف بخواد تغییر کنه تو ذهنمون مقاومت میکنیم و نمی پذیریمش و گاهی هم فکر میکنیم که داره الکی خودش رو جور دیگری نشون میده.

یه بنده خدایی تازه اومده به واحد ما.تو واحد خودشون خیلی حرفها در موردش میزنن.اولش که اومده سعی می کردم باهاش حرف نرنم و محلش نذارم ولی با گذشت زمان احساس کردم که اون می خواد تغییر کنه اگه من و بقیه این فرصت رو هم تو ذهنمون و هم رفتارمون بهش بدیم.

الان رفتارم ١٨٠ درجه باهاش فرق کرده.اون هم خیلی تغییر کرده و هر روز داره سعی میکنه که بهتر رفتارکنه.

/ 41 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الی

کجایی خانوم خانمها

م . ر . عیوض زاده

با بهترین درود های صمیمانه و آرزوی موفقیت های روز افزون [گل] از نخستین پایگاه اینترنتی مرجع ماساژ درمانی و آروماتراپی ایران، بازدید فرمایید. برای آموزش و درمان (در تبریز) و اطلاعات بیشتر با شماره ذیل تماس بگیرید: 09357955979 (مشاوره رایگان) شاد زی مهر افزون، زیبا کردکار نگهدارتان بدورد [گل][بدرود]

بخورمت عزیزم

آمد

ماشالا چقدر زود به زود آپ می کنی

هری پاتر

[ناراحت]چقد وحشتناکه وقتی بعد از یه سال میای به یه وب قدیمی که دوستش داری سر بزنی بعد میبینی آخرین پستش مال همون یه سال پیشه.......

کاپیتان

یک سال شد که نیستید

کاپیتانی بدون هواپیما

باز هم ماه ها گذشت و ما منتظریم [ناراحت]

ابلیس

و ستاره ای مایوس بر مداری جاودانه ارام می گردد. توی خورجینت ابلیس نمی خوای؟

دخترک

سلام خوبی؟ خوشحال می شم بهم سری بزنی [گل][لبخند] منتظرما [رویا]

دوید

هلن عزیز رفیق سالهای دور. خوبی؟ بعد از نزدیک به یک سال و نیم فرصت کردم بیام و چند خطی هم توی وبلاگ خودم بنویسم و هم سری به دوستان قدیمی بزنم. حس خوبی هست وقتی روی لینک پیوند های وبلاگم کلیک می کنم و هنوز وبلاگ دوستان قدیمی ام باز می شه.