نویسندگان وبلاگ :

هلن


هلن


آرشیو وبلاگ :
آذر ٩٠
آبان ٩٠
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥


لینک دوستان :
يادداشتهای آخر شب
و خدا اينجا بود
ام اس خاموش
اين مهمان ناخونده
فنگ شويی
غريب آشنا
اليگا جون
نازنين
نگاهي نو
قله نشين
سرباز هخامنشی
کاپيتانی بدون هواپيما
من و زندگی
برديا پسر خوشگل مامان
آبی خاکستری سياه
ديروز،امروز و فرداهايم
راه روشن
choakam
پرند نيلگون
last flight
پرنس
جامدادی
عطيه
دکورتن
يک سبد عطر ياس
iran''s children
تولدی دوباره
مهربانی آمد و ...
رز سفيد
هری پاتر
يک عاشقانه آرام
دويد جکوب
Dead man
خلوتهای تنهايی
nanus
از دل تا قلم
كسي صدايم مي زند
خانم نويسنده
بهای زن بودن
جاودانه

پشتیبانان سرویس :
لینکو گراف
پرشین وبلاگ
مطرح کردن مشکل فنی
قالب های تخصصی
طراح قالب

بازدید :

آمار وبلاگ :

rss feed

 


   اول مهر   

باز هم يه اول مهر ديگه و كودكان و نوجواناني كه كيف به دست با لباسهاي نو تميز و اطو كشيده دست در دست مادرانشون به سمت مدرسه ميرن.

باز هم شور و اشتياق.

باز هم طپش قلبها و هياهوي شهر.

و باز هم ترافيك سنگين اول مهر.

يادم مياد اول مهر 1359 وقتي براي اولين بار به مدرسه رفتم.مدرسه تا خونمون 5 دقيقه راه بود و مجبور نبوديم مثل بچه هاي حالا با سرويس رفت و آمد كنيم.اون روزا به خاطر اول مهر ترافيك نميشد.

شب قبلش خوابم نمي برد.هيجان خاصي داشتم.هيجان ناشي از ورود به يك فضاي تازه.بالاخره صبح شد.تو راه مدرسه قلبم تند تند ميزد.

رفتم كلاس اول، معلممون يه خانوم جوون بود.الان كه فكرشو ميكنم مي بينم بيشتر از 7- 26 سال نداشت ولي معلم بسيار خوبي بود.اون باعث شد كه من بيش از پيش به در س و مدرسه و علم علاقمند بشم.

سالها گذشت، اول مهر 1372

باز هم همون هيجانات خاص،باز هم صداي طپش قلبم رو ميشنيدم و من براي اولين بار پا به محيط دانشگاه گذاشتم.حال عجيبي داشتم.

و امروز اول مهر 1385 باز هم با ديدن بچه ها همون شور و اشتياق به سراغم آمد.

دوباره كودك شدم.

دوباره نوجوان شدم.

سالها  ميگذرند و هر اول مهر باز هم شور، باز هم شوق.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱ مهر ،۱۳۸٥ - هلن