نویسندگان وبلاگ :

هلن


هلن


آرشیو وبلاگ :
آذر ٩٠
آبان ٩٠
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥


لینک دوستان :
يادداشتهای آخر شب
و خدا اينجا بود
ام اس خاموش
اين مهمان ناخونده
فنگ شويی
غريب آشنا
اليگا جون
نازنين
نگاهي نو
قله نشين
سرباز هخامنشی
کاپيتانی بدون هواپيما
من و زندگی
برديا پسر خوشگل مامان
آبی خاکستری سياه
ديروز،امروز و فرداهايم
راه روشن
choakam
پرند نيلگون
last flight
پرنس
جامدادی
عطيه
دکورتن
يک سبد عطر ياس
iran''s children
تولدی دوباره
مهربانی آمد و ...
رز سفيد
هری پاتر
يک عاشقانه آرام
دويد جکوب
Dead man
خلوتهای تنهايی
nanus
از دل تا قلم
كسي صدايم مي زند
خانم نويسنده
بهای زن بودن
جاودانه

پشتیبانان سرویس :
لینکو گراف
پرشین وبلاگ
مطرح کردن مشکل فنی
قالب های تخصصی
طراح قالب

بازدید :

آمار وبلاگ :

rss feed

 


   چرا moody هستی؟   

خانوم ع پارسال تو محل كارم استخدام شد و پس از چند ماه باب دوستي با گروه ما رو باز كرد.بطوريكه گاهي با ما غذا مي خورد.روابط حسنمون همينطور ادامه پيدا كرد.حتي اون چند تا سي دي هم برامون آورد.

تا اينكه چند هفته پيش وقتي منو ديد رو ش رو برگردوند و خودش رو زد به اون راه كه منو نديده.با خودم گفتم شايد حوصله سلام و عليك نداشته و از موضوع گذشتم.ولي اين رفتارش تا جايي ادامه پيدا كرد كه وقتي تو آسانسور هم مي ديدمش حرفي نمي زد. ولي رفتارش با بقيه عادي بود.

از اين رفتارش خيلي ناراحت شدم.مدتها ذهنم مشغول بود كه چرا رفتارش اينجوري شده؟ حتي به برخي از دوستان مشتركمون شك كردم كه مبادا چيز بدي ازجانب من بهش گفته باشن.ولي من كه هيچ وقت پشت سر اون حرفي نزده بودم.خلاصه تو اين مدت خيلي خود خوري كردم.

بعد به خودم گفتم:هلن جان شايد ايشون اصلا از تو خوشش نمياد.تو كه نبايد مورد تاييد همه باشي.و اينطوري خودم رو تسكين مي دادم.

امروز صبح كه اومدم سر كار،ديدمش.در كمال تعجب دوباره سلام و عليك و كلي صحبت كرد.

ديگه نتونستم تو خودم بريزم.موضوع رو با يكي از دوستان نزديكش مطرح كردم.

گفت:ناراحت نباش .خانوم ع مودي(moody) تشريف دارن.حتي گاهي من رو هم كه بهش نزديكم تحويل نمي گيره و همينجوري رفتار ميكنه.

نمي دونم چرا بعضي افراد انقدر اخلاقشون متغيره.خوب هممون تو زندگي روزهاي خوب و روزهاي بد داريم و يا روزهايي كه حتي حوصله خودمون رو هم نداريم.ولي گناه ديگرون چيه؟ و يا بد خلقي كردن چه دردي از ما دوا ميكنه؟

در همينجا اعلام مي كنم كه ديگه قصد ندارم روابطم با خانوم ع مثل گذشته باشه.چون نمي تونم به ساز اين خانوم برقصم تا هر وقت كه ميلشون كشيد باهام خوب باشن و هر وقت رفتن رو مود ديگشون محلم نذارن.

اميدوارم با اينكار ايشون متوجه زشتي رفتارش بشه.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٥ - هلن