نویسندگان وبلاگ :

هلن


هلن


آرشیو وبلاگ :
آذر ٩٠
آبان ٩٠
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥


لینک دوستان :
يادداشتهای آخر شب
و خدا اينجا بود
ام اس خاموش
اين مهمان ناخونده
فنگ شويی
غريب آشنا
اليگا جون
نازنين
نگاهي نو
قله نشين
سرباز هخامنشی
کاپيتانی بدون هواپيما
من و زندگی
برديا پسر خوشگل مامان
آبی خاکستری سياه
ديروز،امروز و فرداهايم
راه روشن
choakam
پرند نيلگون
last flight
پرنس
جامدادی
عطيه
دکورتن
يک سبد عطر ياس
iran''s children
تولدی دوباره
مهربانی آمد و ...
رز سفيد
هری پاتر
يک عاشقانه آرام
دويد جکوب
Dead man
خلوتهای تنهايی
nanus
از دل تا قلم
كسي صدايم مي زند
خانم نويسنده
بهای زن بودن
جاودانه

پشتیبانان سرویس :
لینکو گراف
پرشین وبلاگ
مطرح کردن مشکل فنی
قالب های تخصصی
طراح قالب

بازدید :

آمار وبلاگ :

rss feed

 


   تولد   

پنج شنبه تولد ني ني دخمليه.براي همينم سرم حسابي شلوغه.هفته پيش خونه رو تميز كردم ولي دوباره شده عين روز اولش.

براي همين هم روز چهار شنبه رو مرخصي مي گيرم تا به اوضاع خونه برسم و قسمتي از غذاها رو آماده كنم:مثل مايه ماكاروني و ژله و...

نكته قابل توجه اينه كه پارسال مامانم تو پخت غذاها خيلي كمكم كرد.از روز قبلش اومد خونمون و تو پخت غذاها كمكم كرد. ولي امسال مامان روز چهارشنبه با دوستاش دوره دارن.خواهرم هم گفته نمي تونه مرخصي بگيره.براي همين هم عملا دست تنهام.

از يه طرف دلم كمي شور مي زنه.از يه طرف هم خوشحالم كه ميتونم خودم رو محك بزنم و يه تنه تموم غذاها رو بپزم و با افتخار بگم همه غذاها رو خودم درست كردم.

آخه ميدونين پارسال بعضي از مهمونها بعد از شام از مامانم تشكر ميكردن و اين مساله باعث دلخوري من شد.البته به روي خودم نياوردم و اينجا اولين باريه كه مطرحش ميكنم.

روز شنبه رفتيم كيك سفارش داديم.كيكش يه بابا نوئل خوشگله با يه كلاه قرمز.فكر ميكنم ني ني خوشش بياد چون رنگ قرمز براي بچه ها جذابه.

2 تا از مهمونام هم زنگ زدن گفتن نميتونن بيان.يكيشون ميگه دخترم تا ساعت 6 كلاس زبان داره و بعدش تا بيان حاضر شن طول ميكشه و دير ميشه.

اون يكي هم گفت:جمعه عروسي پسر عمه ام هست و چون عروسي تو خونه برگزار ميشه بايد برم كمكشون.

اگه دعوتشون نكني ميگن چرا دعوتمون نكرد.حالا هم كه دعوت كردم ميگن نميايم.نمي دونم چرا وقتي كسي رو دعوت ميكنم و نمياد خيلي بهم بر مي خوره.

ولي باز به خودم ميگم:نميشه توقع داشت.الان مردم همه گرفتارن.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸٥ - هلن