نویسندگان وبلاگ :

هلن


هلن


آرشیو وبلاگ :
آذر ٩٠
آبان ٩٠
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥


لینک دوستان :
يادداشتهای آخر شب
و خدا اينجا بود
ام اس خاموش
اين مهمان ناخونده
فنگ شويی
غريب آشنا
اليگا جون
نازنين
نگاهي نو
قله نشين
سرباز هخامنشی
کاپيتانی بدون هواپيما
من و زندگی
برديا پسر خوشگل مامان
آبی خاکستری سياه
ديروز،امروز و فرداهايم
راه روشن
choakam
پرند نيلگون
last flight
پرنس
جامدادی
عطيه
دکورتن
يک سبد عطر ياس
iran''s children
تولدی دوباره
مهربانی آمد و ...
رز سفيد
هری پاتر
يک عاشقانه آرام
دويد جکوب
Dead man
خلوتهای تنهايی
nanus
از دل تا قلم
كسي صدايم مي زند
خانم نويسنده
بهای زن بودن
جاودانه

پشتیبانان سرویس :
لینکو گراف
پرشین وبلاگ
مطرح کردن مشکل فنی
قالب های تخصصی
طراح قالب

بازدید :

آمار وبلاگ :

rss feed

 


   نی نی   

چند ماه پيش دختر عمه شوهرم يه ني ني تپل مپل به دنيا آورده بود.ديشب بالاخره تونستيم برنامه هامون رو جور كنيم و بريم ديدنش.

وقتي وارد شديم ني ني،آروم و ساكت تو كالسكش دراز كشيده بود.كلا چون بچه ها ميونشون با من خوبه و با هام غريبي نميكنن، با اعتماد بنفس كامل جلو رفتم و

ني ني رو بغل كردم و شروع كردم به حرف زدن با ني ني.

چشمتون روز بد نبينه ني ني آنچنان شروع كرد به گريه و جيغ و داد كه نگو و نپرس.با ترس و لرز بردم گذاشتمش سر جاش كه جيغ و فريادش دو برابر شد.

مجبور شدم بردارمش بدمش به مامان خانوم.همچين كه رفت تو بغل مامانش ساكت شد.

خلاصه نميدونم تو صورت من چي ديد كه اينجوري سر ناسازگاري باهام گذاشت.

خلاصه اين فينگيلي آبرومو برد.اعتماد بنفسمو هم در مورد بچه ها خدشه دار كرد.

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٠ آبان ،۱۳۸٥ - هلن