نویسندگان وبلاگ :

هلن


هلن


آرشیو وبلاگ :
آذر ٩٠
آبان ٩٠
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥


لینک دوستان :
يادداشتهای آخر شب
و خدا اينجا بود
ام اس خاموش
اين مهمان ناخونده
فنگ شويی
غريب آشنا
اليگا جون
نازنين
نگاهي نو
قله نشين
سرباز هخامنشی
کاپيتانی بدون هواپيما
من و زندگی
برديا پسر خوشگل مامان
آبی خاکستری سياه
ديروز،امروز و فرداهايم
راه روشن
choakam
پرند نيلگون
last flight
پرنس
جامدادی
عطيه
دکورتن
يک سبد عطر ياس
iran''s children
تولدی دوباره
مهربانی آمد و ...
رز سفيد
هری پاتر
يک عاشقانه آرام
دويد جکوب
Dead man
خلوتهای تنهايی
nanus
از دل تا قلم
كسي صدايم مي زند
خانم نويسنده
بهای زن بودن
جاودانه

پشتیبانان سرویس :
لینکو گراف
پرشین وبلاگ
مطرح کردن مشکل فنی
قالب های تخصصی
طراح قالب

بازدید :

آمار وبلاگ :

rss feed

 


   ميدونی زن و شوهر موفق کيه؟   

حاج آقا : خودتونو كامل معرفی كنين ...
-
شوهر: كاظم! برو بچز بهم ميگن كاظم لب شتری ! ديلپم ردی ! ۲۳ ساله !
-
زن: نازيلا! ليسانس هنرهای تجسمی از دانشكده سيكتيروارد فرانسه ! ۲۰ ساله !
-
حاج آقا: چه جوری با هم آشنا شديد؟
-
شوهر: عرضم به حضور ان ورت حاجی! ايشون مارو پسند كردن ! مام ديديم خوب تيكه اي
گرفتيمش !!!
-
زن: حاج آقا ميبينين چه بی چشمو روئه! حاج آقا تازه سابقه دارم هست !
-
شوهر: حاجی چرت ميگه! من فقط دو سال اوفتادم زندان اونم با بی گناهيه كامل !
-
حاج آقا: جرمت چی بود؟
-
شوهر: حاجی جرم كه نمشه بهش گفت! داش اوچيكم حرف گوش نميكرد ...
مختوم النسلش كردم !
-
زن: حاج آقا ميبينين چقد بی احساسه!
-
حاج آقا: خواهر من شما به چه دليلی تقاضايه طلاق كردين؟
-
زن: حاج آقا ما الان درست ۳ ساله كه ازدواج كرديم ولی اين آقا اصلا عوض نشده !
-
شوهر: دهه! حاجی بده اصالتمو از دست ندادم ؟
-
حاج آقا : خواهر من شما فقط به خاطر اينكه ايشون عوض نشده ميخواين طلاق بگــــــــيرين؟
-
زن : حاج آقا اولش فكر ميكردم درست ميشه ! گفتم آدمش ميكنم ! مدرنش ميكنم !
حـاج آقا اين شوهر من نميفهمه تمدن چيه ! نميدونه مدرنيسم چيه!
-
شوهر: بابا نموده مارو! را به را گير ميده ! اين كارو بكن ! اين كارو نكن ! اين لباسو بپـــوش !!
اونو نپوش ! حاجی طاقت مام حدی داره !
-
زن: حاج آقا به خدا منم تو فاميل آبرو دارم! دوست دارم شوهرم شيك ترين لباسارو بپـوشه!
-
شوهر: حاجی ميخوايم بريم خونه اون بابای قالپاقش!!! گير ميده ميگه بايد كروات بزنی !
به مولا آدم با كروات يبوست ميگره ! نفسمون ميات بالا ولی پايين رفتنش با شابدوالعظیـــمه !
حاجی ما از بچگی عادت داشتيم دو سه تا تكمه مون وا باشه !! بابا پشم سينه و اين صـوبتا !
-
حاج آقا: خواهر من حق با ايشونه!
-
زن: حاج آقا بهش ميگم تو خونه زيرشلواری نپوش! يكی مياد زشته ! حد اقل شلوارك بپوش!
-
شوهر: حاجی من اصن بدون زيرشلواری خوابم نمبره! بابا چارديواری اختياری !
راستش اينجا جاش نيست ولی بابای خدا بيامرزم ميگفت :
-
حاج آقا : خدا بيامرزتش !
-
شوهر: خدا رفتگان شمارم بيامرزه! ميگفت : سعی كن تو زندگيت دو تا چيز و ترك نكــنی !!
يكی سيغار ! يكی زيرشلواری !
حاجی جونم برات بگه كه گير داده خفن كه سيغار نكش ! رفته برام پيپ خريته !
آخه خدايیـــش اين سوسول بازيا به ما ميات ؟!!
-
زن: حاج آقا شما نميدونين من چقدر سعی كردم حرف زدن اينو درست كنم! نشد كه نشد !
-
شوهر: حاجی رفته واسه من معلم خصوصی گرفته! فارسی را درست صوبت كنيم !
دیــــگه روم نميشه جولو بچه محلا سرمو بلند كنم !
حاجی خسته مونده از سر كار ميام خونه به جای چايی واسه من كافی شاپ مياره !
درســته آخه ؟! حاجی از وقتی گرفتمش ۳۰ كيلو كم كردم ! از بس كه از اين غذا تيتــيشـيا داده به خورده ما !!! لازانتيا و بيف استراگانورف و اسپاقرتی و از اين آت آشغالا.
حاجی هركی يه سليقه ای داره ! خب منم عاشق آب سيرابی با كيك تيتاپم !!!
-
زن: حاج آقا يه روز نميشه دعوا راه نندازه! چند بار گرفتنش با وصيغه آزادش كرديم ...
-
شوهر: آره! رو زنم تعصب دارم ! كسی نيگا چپ بهش بكنه ! خشتكشو پاپيون ميكنـــــم !!!
-
حاج آقا: خب شما كه اينهمه با هم اختلاف فرهنگی و اقتصادی داشتين چرا با هــــــــم ازدواج
كردين؟!!
-
زن: عاشقش بودم! ديوونش بودم ! هنوزم هستم ....

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٥ - هلن