نویسندگان وبلاگ :

هلن


هلن


آرشیو وبلاگ :
آذر ٩٠
آبان ٩٠
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥


لینک دوستان :
يادداشتهای آخر شب
و خدا اينجا بود
ام اس خاموش
اين مهمان ناخونده
فنگ شويی
غريب آشنا
اليگا جون
نازنين
نگاهي نو
قله نشين
سرباز هخامنشی
کاپيتانی بدون هواپيما
من و زندگی
برديا پسر خوشگل مامان
آبی خاکستری سياه
ديروز،امروز و فرداهايم
راه روشن
choakam
پرند نيلگون
last flight
پرنس
جامدادی
عطيه
دکورتن
يک سبد عطر ياس
iran''s children
تولدی دوباره
مهربانی آمد و ...
رز سفيد
هری پاتر
يک عاشقانه آرام
دويد جکوب
Dead man
خلوتهای تنهايی
nanus
از دل تا قلم
كسي صدايم مي زند
خانم نويسنده
بهای زن بودن
جاودانه

پشتیبانان سرویس :
لینکو گراف
پرشین وبلاگ
مطرح کردن مشکل فنی
قالب های تخصصی
طراح قالب

بازدید :

آمار وبلاگ :

rss feed

 


   کار و بار   

1-اوضاع كاريم همچنان بهم ريخته است.دست و دلم به كار نمي ره.يه زمزمه هايي بود كه يكي از همكاراي با سابقمون مي خواد رئيس بشه.طرف هم با همه سر سنگين شده بود و محل نمي ذاشت.همه خدا خدا ميكردن كه اون رئيس نشه.نمي دونم چرا هيچ كس چشم نداره ببينه يكي از همكارا رئيس شده ولي اگه يكي رو از بيرون بيارن همه قبولش دارن و گوش به فرمانش هستن.

 

يكساعت پيش هم با رئيسمون درباره اون محل كار جديد صحبت كردم.ظاهرا بايد همين كارهايي كه اينجا انجام ميدم رو اونجا هم بكنم.با اينكه محل جديد جاي پيشرفت داره ولي اون مي خواد منو با همين سمت الانم اونجا ببره.يعني اگه بخواد مي تونه به من ترفيع بده ولي نمي خواد.دليلش هم اينه كه ميگه تو تا حالا كار اجرايي نكردي.

يكي نيست به خودش بگه مگه تو هم از روز اول تجربه كار اجرايي داشتي؟ نداشتي.ولي خوب يه پارتي گردن كلفت داشتي كه من ندارم.

من هم خودم رو بي ميل به رفتن نشون دادم.اونهم وعده وعيد داد كه حالا بيا تو مجموعه من.بعدش تو رو مي ذارم جاي يكي از روسا كه وقت باز نشستگيشه.

ولي احساس مي كنم الكي ميگه.اگه برم همين كارشناسي كه هستم مي مونم.
 

2-پاني هم در ظاهر با مهد جور شده ولي گاهي دلش براي خونه مامانم تنگ ميشه و ميگه منو ببر اونجا.مامانم ميگه يكي دو روز تو هفته بيارش اينجا .ولي دوستام ميگن بچه اينجوري سر در گم ميشه.يا ببرش مهد يا ببرش خونه مامانت.ولي نمي دونم درستش چيه.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٩ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - هلن